beautifull

دختر و پيرمرد

فاصله دختر تا پير مرد يك نفر بود ؛ روي نيمكتي چوبي ؛ روبه روي يك آب نماي سنگي .پيرمرد از دختر پرسيد :- غمگيني- نه .- مطمئني - نه .- چرا گريه مي كني - دوستام منو دوست ندارن .- چرا - جون قشنگ نيستم .- قبلا اينو به تو گفتن - نه .- ولي تو قشنگ ترين دختري هستي كه من تا حالا ديدم .- راست مي گي - از ته قلبم آرهدخترك بلند شد پيرمرد را بوسيد و به طرف دوستاش دويد ؛ شاد شاد.چند دقيقه بعد پير مرد اشك هاش را پاك كرد ؛ كيفش را باز كرد ؛ عصاي سفيدش را بيرون آورد و رفت !!! 

بازدید :      ۳ شهريور ۱۳۹۹     ۰۶:۲۷:۴۳     beauti
برچسب: دختر و پيرمرد،
نظرات (0) ادامهـ مطلبـ
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

مطالب مشابه :
[RelPostTitle][RelPostTitle]

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به beautifull است
Powered By: b88.ir & Design By: b88.ir


موضوعات وب

    موضوعي ثبت نشده است

آخرين مطالب

ماگ يا ليوان سراميكي
دل نوشته هاي زيبا
متن فلسفي
متن هاي عاشقانه
متن هاي زيبا
سالها دبير ادبيات بودم
تعميرات در مجموعه سه سوت تعمير
اهميت ساخت انيميشن هاي موشن گرافيكي در جذب مشتري
اصول تخصصي تعمير تبلت - تعمير تبلت در منزل كرج - تعميرات تخصصي تبلت
متن زيبا و عالي - متن زيبا و اختصاصي

پیوندهای روزانه

    لينكي ثبت نشده است

لوگوی ما

    beautifull

خبرنامه

      عضویت لغو عضویت

پنل کاربری

نام کاربری :
پسورد :

عضویت

نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :

لوگوی دوستان

    لوگوي دوستان لوگوي دوستان
    لوگوي دوستان لوگوي دوستان
    لوگوي دوستان لوگوي دوستان

پيوندهای سایت

آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 64
بازديد ديروز : 10
بازديد كل : 1001

امکانات وب